لحظه های کاغذی

وبلاگ شخصی دانیال بصیر

لحظه های کاغذی

وبلاگ شخصی دانیال بصیر

لحظه های کاغذی

سلام
خسته ام از آرزوها ، آرزوهای شعاری
شوق پرواز مجازی ، بالهای استعاری

لحظه های کاغذی را، روز و شب تکرار کردن
خاطرات بایگانی،زندگی های اداری

آفتاب زرد و غمگین ، پله های رو به پایین
سقفهای سرد و سنگین ، آسمانهای اجاری

با نگاهی سر شکسته،چشمهایی پینه بسته
خسته از درهای بسته، خسته از چشم انتظاری

صندلی های خمیده،میزهای صف کشیده
خنده های لب پریده ، گریه های اختیاری

عصر جدول های خالی، پارک های این حوالی
پرسه های بی خیالی، نیمکت های خماری

رو نوشت روزها را،روی هم سنجاق کردم:
شنبه های بی پناهی ، جمعه های بی قراری

عاقبت پرونده ام را،با غبار آرزوها
خاک خواهد بست روزی ، باد خواهد برد باری

روی میز خالی من، صفحه ی باز حوادث
در ستون تسلیتها ، نامی از ما یادگاری

مرحوم قیصر امین پور

تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
طبقه بندی موضوعی
بایگانی
آخرین نظرات
نویسندگان

۳ مطلب در خرداد ۱۳۹۴ ثبت شده است

اى ابا خالد! مردم زمان غیبت آن امام که معتقد به امامت و منتظر ظهور او هستند از مردم هر زمانى برترند...

حَدَّثَنَا عَلِیُّ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ الْوَرَّاقُ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ هَارُونَ الصُّوفِیُّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُوسَى عَنْ عَبْدِ الْعَظِیمِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْحَسَنِیِّ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنِی صَفْوَانُ بْنُ یَحْیَى عَنْ إِبْرَاهِیمَ بْنِ أَبِی زِیَادٍ عَنْ أَبِی حَمْزَةَ الثُّمَالِیِ‏پ عَنْ أَبِی خَالِدٍ الْکَابُلِیِّ قَالَ دَخَلْتُ عَلَى سَیِّدِی عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ زَیْنِ الْعَابِدِینَ ع فَقُلْتُ لَهُ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ أَخْبِرْنِی بِالَّذِینَ فَرَضَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ طَاعَتَهُمْ وَ مَوَدَّتَهُمْ وَ أَوْجَبَ عَلَى عِبَادِهِ الِاقْتِدَاءَ بِهِمْ بَعْدَ رَسُولِ اللَّهِ ص فَقَالَ لِی یَا کَنْکَرُ إِنَّ أُولِی الْأَمْرِ الَّذِینَ جَعَلَهُمُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ أَئِمَّةً لِلنَّاسِ وَ أَوْجَبَ عَلَیْهِمْ طَاعَتَهُمْ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ ع ثُمَّ الْحَسَنُ ثُمَّ الْحُسَیْنُ ابْنَا عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ ثُمَّ انْتَهَى الْأَمْرُ إِلَیْنَا ثُمَّ سَکَتَ فَقُلْتُ لَهُ یَا سَیِّدِی رُوِیَ لَنَا عَنْ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ عَلِیٍّ ع أَنَّ الْأَرْضَ لَا تَخْلُو مِنْ حُجَّةٍ لِلَّهِ جَلَّ وَ عَزَّ عَلَى عِبَادِهِ‏پ فَمَنِ الْحُجَّةُ وَ الْإِمَامُ بَعْدَکَ قَالَ ابْنِی مُحَمَّدٌ وَ اسْمُهُ فِی التَّوْرَاةِ بَاقِرٌ یَبْقُرُ الْعِلْمَ بَقْراً هُوَ الْحُجَّةُ وَ الْإِمَامُ بَعْدِی وَ مِنْ بَعْدِ مُحَمَّدٍ ابْنُهُ جَعْفَرٌ وَ اسْمُهُ عِنْدَ أَهْلِ السَّمَاءِ الصَّادِقُ فَقُلْتُ لَهُ یَا سَیِّدِی فَکَیْفَ صَارَ اسْمُهُ الصَّادِقَ وَ کُلُّکُمْ صَادِقُونَ قَالَ حَدَّثَنِی أَبِی عَنْ أَبِیهِ ع أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص قَالَ إِذَا وُلِدَ ابْنِی جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ ع فَسَمُّوهُ الصَّادِقَ فَإِنَّ لِلْخَامِسِ مِنْ وُلْدِهِ وَلَداً اسْمُهُ جَعْفَرٌ یَدَّعِی الْإِمَامَةَ اجْتِرَاءً عَلَى اللَّهِ وَ کَذِباً عَلَیْهِ فَهُوَ عِنْدَ اللَّهِ جَعْفَرٌ الْکَذَّابُ الْمُفْتَرِی عَلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ الْمُدَّعِی لِمَا لَیْسَ لَهُ بِأَهْلٍ الْمُخَالِفُ عَلَى أَبِیهِ وَ الْحَاسِدُ لِأَخِیهِ ذَلِکَ الَّذِی یَرُومُ کَشْفَ سَتْرِ اللَّهِ عِنْدَ غَیْبَةِ وَلِیِّ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ ثُمَ‏ بَکَى عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ ع بُکَاءً شَدِیداً ثُمَّ قَالَ کَأَنِّی بِجَعْفَرٍ الْکَذَّابِ وَ قَدْ حَمَلَ طَاغِیَةَ زَمَانِهِ عَلَى تَفْتِیشِ أَمْرِ وَلِیِّ اللَّهِ وَ الْمُغَیَّبِ فِی حِفْظِ اللَّهِ وَ التَّوْکِیلِ بِحَرَمِ أَبِیهِ

۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ خرداد ۹۴ ، ۱۴:۴۵
دانیال بصیر


واژه عقل، مصدر عقل یعقلُ است، که در کتاب های لغویین، به معانی مختلفی به کار رفته است. در قرآن کریم به معنای فهم و ادراک آمده است.معنای اصلی عقل در لغت عرب، منع، نهی، امساک، حبس و جلوگیری است.

در مفردات راغب در مورد عقل چنین آمده است: عقل به آن قوه ای گفته می شود که آماده پذیرفتن علم و دانش است و گاهی نیز به دانشی گویند که به وسیله همین قوه به دست آمده است. در اطلاق اول، عقل به معنای عاقل و در دومی به معنای معقول گرفته شده است. اصل عقل، امساک، پیوند دادن و نگهداشتن است و به همین دلیل به عقال شتر، عقل شتر گویند، به دارویی که مانع روانی شکم می شود، عقل بطن گویند. عقلت المرأه یعنی زن موی سرش را بست. بستن زبان را عقلت اللسان و بستن دست را عقل کفّه می گویند. به زندان معقِل گویند چون انسان ها در آن نگهداری می شوند و از خروج آنها جلوگیری می شود. پرداخت کنندگان دیه مقتول، شتر دیه را بر درب خانه مقتول می بندند که این عمل را اصطلاحاً «عَقلتُ المَقتوُلَ» می گویند؛ یعنی دیه او را پرداخت کردم و یا از این حیث است که این تدبیر مانع خونریزی می شود؛ زیرا قاتل در هر صورت یا باید تاوان جانی و بدنی را پس بدهد یا جزای نقدی بپردازد. به همین مناسبت هر نوع جزای نقدی دیه و متعهدان به آن، عاقله نامیده می شوند.

عقل اصطلاحی عبارت است از(چنانکه مرحوم ﻋﻼﻣﻪ ﻃﺒﺎﻃﺒﺎﯾﯽدر تفسیر المیزان به آن اشاره کرده است):

ﮐﻠﻤﻪی ﻋﻘﻞ در ﻟﻐﺖ ﺑﻪ ﻣﻌﻨﺎی ﺑﺴﺘﻦ و ﮔﺮه زدن اﺳﺖ ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﻣﻨﺎﺳﺒﺖ ادراﮐﺎﺗﯽ ﻫﻢ ﮐﻪ اﻧﺴﺎن دارد و آﻧﻬـﺎ را در دل ﭘﺬﯾﺮﻓﺘـﻪ و ﭘﯿﻤﺎن ﻗﻠﺒﯽ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ آﻧﻬﺎ ﺑﺴﺘﻪ، ﻋﻘﻞ ﻧﺎﻣﯿﺪه اﻧـﺪ، و ﻧﯿـﺰ ﻣـﺪرﮐﺎت آدﻣﯽ را و آن ﻗﻮه ای را ﮐﻪ در ﺧﻮد ﺳﺮاغ دارد و ﺑﻪ وﺳﯿﻠﻪ آن ﺧﯿﺮ و ﺷﺮ و ﺣﻖ و ﺑﺎﻃﻞ را ﺗﺸﺨﯿﺺ ﻣﯽ دﻫﺪ، ﻋﻘـﻞ ﻧﺎﻣﯿـﺪه اﻧـﺪ، و در ﻣﻘﺎﺑﻞ اﯾﻦ ﻋﻘﻞ، ﺟﻨﻮن و ﺳﻔﺎﻫﺖ و ﺣﻤﺎﻗﺖ و ﺟﻬﻞ ﻗﺮار دارد ﮐـﻪ  ﻣﺠﻤﻮع آﻧﻬﺎ ﮐﻤﺒﻮد ﻧﯿﺮوی ﻋﻘﻞ اﺳﺖ، و اﯾﻦ ﮐﻤﺒـﻮد ﺑـﻪ اﻋﺘﺒـﺎری ﺟﻨﻮن، و ﺑﻪ اﻋﺘﺒﺎری دﯾﮕﺮ ﺳﻔﺎﻫﺖ، و ﺑﻪ اﻋﺘﺒﺎر ﺳﻮم ﺣﻤﺎﻗﺖ، و ﺑـﻪ  اﻋﺘﺒﺎر ﭼﻬﺎرم ﺟﻬﻞ ﻧﺎﻣﯿﺪه ﻣﯽﺷﻮد.
۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ خرداد ۹۴ ، ۱۳:۵۵
دانیال بصیر


خورشید رخ مپوشان در ابر زلف، یارا
چون شب سیه مگردان روز سپید ما را
ما را ز تاب زلفت افتاد عقده بر دل
بر زلف خم به خم زن دست گره گشا را
۱ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ خرداد ۹۴ ، ۱۳:۲۲
دانیال بصیر