مفهموم عشق حقیقی
سه شنبه, ۲۰ بهمن ۱۳۹۴، ۰۲:۳۲ ب.ظ
بسم الله الرحمن الرحیم
"وَالَّذِینَ آمَنُواْ أَشَدُّ حُبًّا لِّلّهِ..."
الهی آتش عشقم به جان زد
شرر زان شعله ام بر استخوان زد
چو شمع بر فروز از آتش عشق
بر آن آتش دلم پروانه سان زد
نمی دانم آیا تا به حال در مورد تنها راه رستگاری فکر کرده اید؟
به خدایی که سالهاست در پی "اویم"، بعد از مدتها ،دقت و فکر و مطالعه، به این مطلب رسیده ام که" تنها حقیقت عالَم اوست"،،خدا و محبت به او و عشق انسان به او تنها شیرینی تمام جهان خلقت است.
به خدا که گورهای تمام عالَم سرد است جز "گور عاشقان"
علت عاشق ز علتها جداست
عشق اسطرلاب اسرار خداست
آیا به تربت حسین بن علی علیه السلام دقت نموده اید! "چرا هنوز خون از آن می جوشد؟"
چرا؟
چرا هنوز نام حسین شفای قلبهای بیمار دلان است؟
چرازمانی که اسم "علی" به میان می آید سینه ها می جوشد؟
نمی دانم چرا پای دل در گِل و لای دنیا مانده است هنوز!
دستگری هر که پا در گِلست...
زمانی می آید که تمامی خلقت از اولین به آخرین گویند:
هر چه گفتیم جز حکایت دوست
در همه عمر از آن پشیمانیم...
مگر عاشق جز دوست گفته است!
آخر حیف نیست که روزی عاشقان می روند به دیدار زیباترین هستی،"اما ما"،اما ما بمانیم حتی در "بهشت برین" جز "حضرت دوست" نعوذبالله!
اینها قصه نیست،"می شود"، می شود رسید به "اعلی مراتبِ حقیقت".
دنیا زمین تمرین عشق ورزیست،"شاکله آسمان و زمین و تمام خلقت عشق است".
در اَزَل پرتو حُسنت ز تجلّی دم زد
عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد
جان عِلوی هوسِ چاهِ زَنَخدان تو داشت
دست در حلقهٔ آن زلف خَم اندر خَم زد
پس می بایست شروع کنیم با ذکر حضرت دوست هرچند زبانی تا رسیدن ب باطن ذکر.
در این "روز مررگی" و در این "بازار یوسف فروشی"، لحظه یی را برای نشان دادن "کاسه گدایی خالی از عشق" قرار دهیم با تمام آه و سوز؛
"یَا إِلَهِی وَ سَیِّدِی وَ مَوْلاَیَ وَ رَبِّی صَبَرْتُ عَلَى عَذَابِکَ فَکَیْفَ أَصْبِرُ عَلَى فِرَاقِکَ"
جهان فقط یک کلمه هست و "او خداست".
به خدا که تمام زندگانی ما جز بازیچه ی کودکان کوی و برزن نیست ،به خدا؛
عذر خواهی می کنم از بسیار سخن اما کلامی چند در نزد دوستان می ارزد به تمام عالَم.
هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق
ثبت است بر جریده عالم دوام ما
"کُلُّ شَیْءٍ هَالِکٌ إِلَّا وَجْهَهُ"
۹۴/۱۱/۲۰