لحظه های کاغذی

وبلاگ شخصی دانیال بصیر

لحظه های کاغذی

وبلاگ شخصی دانیال بصیر

لحظه های کاغذی

سلام
خسته ام از آرزوها ، آرزوهای شعاری
شوق پرواز مجازی ، بالهای استعاری

لحظه های کاغذی را، روز و شب تکرار کردن
خاطرات بایگانی،زندگی های اداری

آفتاب زرد و غمگین ، پله های رو به پایین
سقفهای سرد و سنگین ، آسمانهای اجاری

با نگاهی سر شکسته،چشمهایی پینه بسته
خسته از درهای بسته، خسته از چشم انتظاری

صندلی های خمیده،میزهای صف کشیده
خنده های لب پریده ، گریه های اختیاری

عصر جدول های خالی، پارک های این حوالی
پرسه های بی خیالی، نیمکت های خماری

رو نوشت روزها را،روی هم سنجاق کردم:
شنبه های بی پناهی ، جمعه های بی قراری

عاقبت پرونده ام را،با غبار آرزوها
خاک خواهد بست روزی ، باد خواهد برد باری

روی میز خالی من، صفحه ی باز حوادث
در ستون تسلیتها ، نامی از ما یادگاری

مرحوم قیصر امین پور

تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
طبقه بندی موضوعی
بایگانی
آخرین نظرات
نویسندگان

۳ مطلب در بهمن ۱۳۹۴ ثبت شده است

حضرت نوح علیه السلام از جمله انبیا کرام علیهم السلام می باشد که در راه ترویج توحید و خداپرستی رنج بسیار کشید و در این راه چه بسیار آزارها و اذیت ها که ندید ،از منظر قرآن کریم  نوح علیه السلام رسولی است که ره آورد وی اولین کتاب آسمانی و نخستین شریعت را برای بشرُ رقم زد. از منظر کلام الله وحی علاوه بر رسالت نوح علیه السلام و دشوارهای که ایشان در راه رسالت کشیدند، و تهمت ها و ناسزاییهای که از طرف قوم خود متحمل شدند، مقامات معنوی ایشان را در نُه آیه بیان می کند که او را به عنون انسان نمونه برای تمامی ادوار بشر معرفی می کند.
یکی از ویژگی های حضرت نوح علیه السلام این است که خدواند تعالی درباره ایشان در سوره مبارکه صافات فرموده:"سَلامٌ عَلى‏ نُوحٍ فِی الْعالَمِین" درود بر نوح در میان جهانیان،این درود و سلام و این تعبیر بلند،در مورد هیچ پیامبری وارد نشده است.در مورد انبیا دیگر فقط به درود و سلام اکتفا شده است .
مرحوم علامه طباطبایی رحمه الله علیه در تفسیر شریف المیزان در ذیل آیه سلام علی نوح فی العالمین می فرماید:
این سلامى که خداى تعالى به نوح داده تا روز قیامت، خود تهنیتى است مبارک و طیب که خداى تعالى از ناحیه تمامى امت‏هاى بشرى که در اثر مجاهدتها و دعوت نوح، از اعتقادات صحیح و اعمال صالح برخوردار شده‏اند، به نوح داده است. آرى آن جناب اولین کسى است که در بین بشر به دعوت توحید و مبارزه علیه شرک و آثار شرک که همان اعمال زشت است قیام نمود، و در این راه شدیدترین رنج‏ها و محنت‏ها را تحمل کرد، آنهم نه یک سال و دو سال بلکه نزدیک به هزار سال، آنهم نه با کمک کسى، بلکه خودش به تنهایى.
پس آن جناب به تنهایى در هر خیر و صلاحى که در بشریت تا روز قیامت رخ بدهد سهیم و شریک است. و در کلام خداى تعالى چنین سلامى به احدى داده نشده که این قدر وسیع باشد .
حضرت آیت الله جوادی حفظه الله تعالی در ذیل این آیه چنین می فرمایند:
معلوم می شود که نوح جایگاهی دارد که در آن ،از سلامت خاص الهی به طور مطلق برخوردار است؛ یعنی انسان کاملی است که از هر نقص و عیب سالم و مشمول سلام مطلق خداست و این سلام که از اسمای خاص خداوند است در حضرت نوح به این نحو ظهور کرده است که او در همه عوالم امکان، مظهر سلامت است. او نه تنها در دنیا و برزخ وقیامت سالم است، بلکه در عوالمی هم که پشت سر گذاشته، با سلامت بوده است. انسانی سالم است که در اندیشه از جهل محفوظ بوده و در عمل از قصور و تقصیر مصون باشد. اگر انسان مشمول سلام خداوند در همه عوالم باشد، معلوم می‏شود اسرار همه این عوالم را باید بداند .
نوح علیه السلام انسان کاملی است که هرگز نه در حوزه عقل نظری دچار جهل و وهم ، و نه در حوزه عقل عملی دچار غضب و شهوت شد. او در راه برقراری توحید و دعوت به یکتاپرستی هر آنچه توانست کوشش و تلاش نمود.شب و روز ، علنی و مخفی ، مردم را به سوی خداوند و حق و حقیقت فرا خواند ؛ و امروزه هر آنچه از توحید و دیگر معارف الهی بر روی زمین هست ، محصول زحمات حضرت نوح علیه السلام  می باشد و از این رو است وی را "شیخ الانبیا" و پدر دوم مردمان جهان می نامند.
برجستگی دیگر نوح علیه السلام این است که وی در ردیف "انبیای اولوالعزم" می باشد و لذا قرآن کریم در سوره مبارکه آل عمران درباره اصطفای ایشان می فرماید" إِنَّ اللَّهَ اصْطَفى‏ آدَمَ وَ نُوحاً وَ آلَ إِبْراهِیمَ وَ آلَ عِمْرانَ عَلَى الْعالَمِین"  به یقین، خداوند، آدم و نوح و خاندان ابراهیم و خاندان عمران را بر مردم جهان برترى داده است. نوح علیه السلام افزون بر این آیه شریفه ،در ادعیه و زیارات بسیاری به نوح صفوه الله خطاب و تعبیر شده است، یعنی در بین بنی آدم که از کرامت برخوردارند ، او صفوه و خالص شده است.
ویژگی و مقام معنویِ دیگری که خداوند سبحان در قرآن برای حضرت نوح علیه السلام می شمارد مقامِ شکر و احسان ایشان می باشد . خداوند متعال درآیه 3 سوره مبارکه اسراء می فرماید:" ذُرِّیَّةَ مَنْ حَمَلْنا مَعَ نُوحٍ إِنَّهُ کانَ عَبْداً شَکُور" ... راستى که او بنده‏اى سپاسگزار بود.
آیت الله جوادی آملی در مورد شکر می فرمایند:
شکر عبارت از اخلاص در توحید و عبادت است. وقتی انسان نعمتی را در جای خود صرف کند، شاکر آن نعمت است و این بدون خلوص در عبادت، به دست نمی‏آید. شکر کردن، تنها در محدوده زبان و در حدّ گفتن «الحمدلله» نیست. شکر، هم حیطه زبان و هم محدوده قلب و هم محور عمل را شامل می‏شود. عبد سپاسگزار کسی است که همه نعمتها را در همه مراحل، از آنِ خدا بداند و همه آنها را در راه خدا صرف کند. بر این اساس باید گفت که بدون خلوص در عبادت، رسیدن به مقام شکر محقق نمی‏شود. 
بنابراین انسان شکور، به مقام اخلاص در عبودیت می رسد و هرگز شیطان رجیم در وی چه در حوزه نظر و چه در حوزه عمل نفوذ نخواهد داشت." إِلَّا عِبادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِین" ؛
دیگر ویژگی که در قرآن کریم به آن اشاره شده ، این است که حضرت نوح علیه السلام نخستین پیغمبر اولوالعزم بود که خداوند او را با کتاب و شریعتی جداگانه به سوی مردم زمان خویش مبعوث نمود." إِنَّا أَوْحَیْنا إِلَیْکَ کَما أَوْحَیْنا إِلى‏ نُوحٍ وَ النَّبِیِّینَ مِنْ بَعْدِه..."  ما به تو وحى کردیم هم چنان که به نوح و پیامبران بعد از او وحى کرده‏ایم و همچنین " شَرَعَ لَکُمْ مِنَ الدِّینِ ما وَصَّى بِهِ نُوحاً وَ الَّذِی أَوْحَیْنا إِلَیْک"  براى شما آیینى مقرر کرد، از همان گونه که به نوح توصیه کرده بود و از آنچه بر تو وحى کرده‏ایم..؛ خدواند متعالی به پنج شخصیت جهانی شریعت داد تا تاریخ حرکت بشر را رقم بزنند ، و پیام شریعت "أَنْ أَقِیمُوا الدِّینَ وَ لا تَتَفَرَّقُوا فِیه"  یعنی اقامه دین و بر پا داشتن قانون الهی بجا قوانین مادی، و قدرت پیدا کردن احکام الهی هم در حوزه نظر و هم در حوزه عمل را به منصه ظهور بگذارنند؛ و لذا کتاب حضرت نوح علیه السلام نخستین کتابی است که مشتمل بر شرایع الهی بوده و شریعتش نیز نخستین شریعت بوده است و پیام نوح علیه السلام همانند دیگر پیام آوران الهی اقامۀ دین و احیا تفکر دینی در جامعه بوده است.
در آیه 13 شوری و163 نسا ، وحیی است از جانب خدوند متعال بر همة پیامبران پنجگانه، که عبارت است از برپایی آیین توحید و دوری از تفرقه. 
در برخی از روایت آمده است که نوح ، ابراهیم ، موسی ، عیسی و نبی اکرم ،پیامبرانی دارای شریعت بوده و هریک شریعت پیشین را نسخ کرده اند و ایشان سروران پیامبران و محور آنان می باشند. حضرت آیت الله سبحانی حفظه الله تعالی در مورد برداشت صاحب مجمع البیان  مرحوم طبرسی می فرمایند:
استدلال با این حدیث ، در صورتی صحیح است که ناسخ بودن را ، از آنِ چهار تای اخیر بدانیم نه همگی ، در غیر این صورت باید گفت: پیش از نوح نیز ، شریعتی بوده است که شریعت او آن را نسخ کرده است.
و در برخی روایات آمده است:
هر پیامبری که پس از نوح ، تا زمان ابراهیم آمده ، پیرو شریعت او بوده است و همچنین هر پیامبری که پس از ابراهیم تا زمان موسی آمده ، پیرو شریعت ابراهیم بوده است. 
ویژگی بارزی که تقریباً در تمامی آیات داستان حضرت نوح بیان می شود، و قرآن روی آن تاکید نموده ،شرح صدر و پایداری است که نوح علیه السلام در مقابل آزار و اذیت کفار از خود نشان داده است. ان شا الله در شیوه تبلیغی حضرت نوح و نحوه بر خورد قوم وی با او توضیح بیشتر خواهیم داد.
 


۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ بهمن ۹۴ ، ۱۴:۳۷
دانیال بصیر

بسم الله الرحمن الرحیم
"وَالَّذِینَ آمَنُواْ أَشَدُّ حُبًّا لِّلّهِ..."
الهی آتش عشقم به جان زد
شرر زان شعله ام بر استخوان زد
چو شمع بر فروز از آتش عشق
بر آن آتش دلم پروانه سان زد
نمی دانم آیا تا به حال در مورد تنها راه رستگاری فکر کرده اید؟
به خدایی که سالهاست در پی "اویم"، بعد از مدتها ،دقت و فکر و مطالعه، به این مطلب رسیده ام که" تنها حقیقت عالَم اوست"،،خدا و محبت به او و عشق انسان به او تنها شیرینی تمام جهان خلقت است.
به خدا که گورهای تمام عالَم سرد است جز "گور عاشقان"
علت عاشق ز علتها جداست
عشق اسطرلاب اسرار خداست
آیا به تربت حسین بن علی علیه السلام دقت نموده اید! "چرا هنوز خون از آن می جوشد؟"
چرا؟
چرا هنوز نام حسین شفای قلبهای بیمار دلان است؟
چرازمانی که اسم "علی" به میان می آید سینه ها می جوشد؟
نمی دانم چرا پای دل در گِل و لای دنیا مانده است هنوز!
دستگری هر که پا در گِلست...
زمانی می آید که تمامی خلقت از اولین به آخرین گویند:
هر چه گفتیم جز حکایت دوست
در همه عمر از آن پشیمانیم...
مگر عاشق جز دوست گفته است!
آخر حیف نیست که روزی عاشقان می روند به دیدار زیباترین هستی،"اما ما"،اما ما بمانیم حتی در "بهشت برین" جز "حضرت دوست" نعوذبالله!
اینها قصه نیست،"می شود"، می شود رسید به "اعلی مراتبِ حقیقت".
دنیا زمین تمرین عشق ورزیست،"شاکله آسمان و زمین و تمام خلقت عشق است".
در اَزَل پرتو حُسنت ز تجلّی دم زد    
عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد
جان عِلوی هوسِ چاهِ زَنَخدان تو داشت    
دست در حلقهٔ آن زلف خَم اندر خَم زد 
پس می بایست شروع کنیم با ذکر حضرت دوست هرچند زبانی تا رسیدن ب باطن ذکر.
در این "روز مررگی" و در این "بازار یوسف فروشی"، لحظه یی را برای نشان دادن "کاسه گدایی خالی از عشق" قرار دهیم با تمام آه و سوز؛
"یَا إِلَهِی وَ سَیِّدِی وَ مَوْلاَیَ وَ رَبِّی صَبَرْتُ عَلَى عَذَابِکَ فَکَیْفَ أَصْبِرُ عَلَى فِرَاقِکَ"‏
جهان فقط یک کلمه هست و "او خداست".
به خدا که تمام زندگانی ما جز بازیچه ی کودکان کوی و برزن نیست ،به خدا؛
عذر خواهی می کنم از بسیار سخن اما کلامی چند در نزد دوستان می ارزد به تمام عالَم.
هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق  
ثبت است بر جریده عالم دوام ما 
"کُلُّ شَیْءٍ هَالِکٌ إِلَّا وَجْهَهُ"


۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ بهمن ۹۴ ، ۱۴:۳۲
دانیال بصیر

بسم الله الرحمن الرحیم

 

"ان شر الدواب عند الله الصم البکم الذین لایعقلون"

قوام "انسانیت" بدست عقل است ،و عقل نقش کلیدی "سعادتِ" انسان را رقم می زند.هویتِ واقعیِ انسان،قوه عاقله اوست و البته به کار گیری آن؛و لذا هنگام رجوع به متون اسلامی، اهمیت ارج نهادن به جایگاه والای عقل در اسلام به خوبی  ملومس می شود.

بهترین گواه این مدعا،آیات و روایات فراوانی است ،که در "قرآن" و "جوامع روایی شیعه" و تا حدودی در جوامع حدیثی اهل سنت در ستایش و تمجید از عقل آمده است.

به عنوان نمونه "مرحوم ثقه الاسلام کلینی رحمت الله علیه" در نخستین بخش از کتاب شریف "اصول کافی"،فصلی را با عنوان «کتاب العقل و الجهل» گشوده و روایات بسیار مهمی درباره جایگاه و کارکرد عقل در عرصه های مختلف بیان کرده است. در بلندی "کافی" همین بس ک جناب  "محمدباقر بن محمد حسینی استرآبادی" مشهور به "میرداماد" در مقدمه کتاب ارزشمند"الرواشح السماویة فی شرح الأحادیث الإمامیة"به بیان اهمیت « کافی »پرداخته و اظهار می‌دارد که با توجه به گذشت حدود هفت قرن از تالیف کافی، تا حال، کسی اقدام به حل مشکلات احادیث آن ننموده و قدمی در این راه برنداشته است. او با اشاره به این نکته که شرح احادیث اصول کافی، تنها از عهده کسی برمی آید که از علوم عقلی و نقلی بهره کافی داشته باشد، به شرح کتاب می‌پردازد.

"ﻋﻘﻞ" در مفاهیم دینی دارای رﺗﺒﻪ ی وﯾﮋه اﺳﺖ،که پیشوایان معصوم علیهم السلام همواره به دنبال آشکار ساختن "دفینه های عقول" و "تبین جایگاه عقل" و "سامان دادن عقول در بین مردم" بودند و حکمت های نظری و عملی ایشان آنقدر گران بهاءست ،ک با توسل و تأسی از ایشان می توان ب "سعادت حقیقی و ماندگار" دست یافت.

در اصول کافی "باب العقل و الجهل" روایتی است قابل تأمل:

سلیمان دیلمی می گوید:

به "امام صادق"  عرض کردم فلانی در عبادت و دیانت و فضیلت چنین و چُنانست!

 فرمود: "عقلش" چگونه است؟!

 گفتم نمی‌دانم!

 فرمود: پاداش به اندازه عقل است؛سپس ادامه دادند که:

همانا مردی از بنی اسرائیل در یکی از جزایر دریا ک "سبز و خرم و پر آب و درخت" بود "عبادت خدا "می‌کرد یکی از فرشتگان‌ از آنجا گذشت و عرض کرد پروردگارا مقدار پاداش این بنده‌ات را به من بنما ،خداوند به او نشان داد و او" آن مقدار را کوچک شمرد"، خدا به او وحی کرد، همراه او باش؛
 پس آن فرشته به صورت انسانی نزد او آمد؛
عابد گفت تو کیستی؟
گفت مردی عابدم چون از مقام و عبادت تو در این مکان آگاه شدم نزد تو آمدم تا با تو عبادت خدا کنم.

 پس آن روز را با او بود، چون صبح شد فرشته به او گفت: جای پاکیزه‌ای داری و فقط برای عبادت خوبست.

عابد گفت: اینجا یک عیب دارد.

 فرشته گفت، چه عیبی؟
عابد گفت: خدای ما "چهارپائی" ندارد، اگر او "خری" می‌داشت در اینجا می چراندیمش به راستی این علف از بین می‌رود!

فرشته گفت: پروردگار که "خر" ندارد.

 عابد گفت: اگر "خری" می‌داشت چنین علفی تباه نمی‌شد.

 پس خدا به فرشته وحی کرد: "همانا او را به اندازه عقلش پاداش می‌دهم" .

 

کوتاه سخن
"اگر توجه کرده باشید، باب اول کتاب کافی، عقل و جهل ،نامیده شده است؛ یعنی بین عقل و جهل تقابل قائل شده است نه بین علم و جهل"

معنای این تقابل این است که آن کس که عاقل نیست "جاهل" است هر چند به حسب ظاهر عالِم باشد.

به عبارت اُخری ممکن است بسیاری از "عالمان جاهل" باشند به این معنا ک عاقل نباشند.چرا که عقل از منظر اسلام "عقل متعارف و متداول در بین مردم نیست"«فطرت اولیه » ،بلکه عقلی است که در "راه بندگی خدا و قرب به او و هدایت یافتن ب سعادت اخروی به کار گرفته می شود" و "با آن به بهشت الهی و رضوان خدا نائل" خواهد شد«فطرت ثانوی» .

پس با این بیان به فهم "یک ساعت تفکر به از هزار سال عبادت" خواهیم دست یازیم.

پس نکو گفت آن رسول خوش جواز
ذره ای عقلت به از صوم و نماز
زانک عقلت جوهرست این دو عرض
این دو در تکمیل آن شد مفترض
تا جلا باشد مر آن آیینه را 

که صفا آید ز طاعت سینه را
لیک گر آیینه از بن فاسدست 

صیقل او را دیر باز آرد به دست
وان گزین آیینه که خوش مغرس است 

اندکی صیقل گری آن را بس است...

 

دانیال بصیر
17/11/1394


۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ بهمن ۹۴ ، ۱۴:۱۷
دانیال بصیر